مهدی حساکره؛ صدای بلند بندرماهشهر در عصر سانسور و سکوت در سرزمینی که رسانهها یا در سکوتند یا در سایه، «مهدی حساکره» برخاسته از دل خاک بندر ماهشهر، تبدیل به صدای رسایی شده که بسیاری نمیخواهند آن را بشنوند. او مطالبه گر اجتماعی، فعال رسانه ای و خبرنگار رسمی خبرآنلاین است؛ اما آنچه او […]
در سرزمینی که رسانهها یا در سکوتند یا در سایه، «مهدی حساکره» برخاسته از دل خاک بندر ماهشهر، تبدیل به صدای رسایی شده که بسیاری نمیخواهند آن را بشنوند.
او مطالبه گر اجتماعی، فعال رسانه ای و خبرنگار رسمی خبرآنلاین است؛ اما آنچه او را متفاوت میکند، نه شغلش، که جسارتش در افشاگری، حقیقتگویی و شکستن تابوهای محلی است. در شهری که صنایع پتروشیمی میلیاردها تومان میبلعند و در عوض، جوانان بومی در صفهای بیکاری خاک میخورند، حساکره مینویسد، فریاد میزند و از حاشیهها برای مردم مرکز تصویر میسازد.
جمله ای معروف وی مقابل وزیر کار که ترند فضای مجازی شده بود و حتی صفحه ی رسمی وزارت کار و تعاون سخنرانی ایشان را منعکس کرد:
جملهای که تا هفتهها در شبکههای اجتماعی میچرخید و خشم مدیران خاموش را برافروخت.
اما این فقط آغاز بود…
حساکره نه وابسته است، نه منفعل. او نه سهمخواهی میکند و نه تریبونی برای چهرهسازی دارد. او برای همان کودکی مینویسد که پدرش کارگر روزمزد است و هر روز، از کنار دیوار پتروشیمیها میگذرد، بیآنکه بداند آیا روزی نوبت استخدام او هم میرسد یا نه؟
تعلیق از کار و تشکیل چندین پرونده و شکایت از سمت اشخاص حقیقی و حقوقی مانع کار ایشان نشد و بعد از ماه ها با مدارک تخلف در استخدام بعضی مدیران عامل، تبرئه شد، ایشان با اینکه هزینه های هنگفتی در مسیر مطالبه گری پرداخت کرده اند، اما خط قرمزی برای مدیران منطقه شده اند، جولان و استخدام غیربومی در بندرماهشهر ممنوع!
مهدی حساکره را دوست داشته باشی یا نه، نمیتوانی انکارش کنی.
صداییست که بلند شده و شجاعانه در سرزمینی که هر صدای مستقل را یا خاموش میکنند یا میخرند، ایشان هنوز ایستاده اند