تجربهای که به سرمایه ملی بدل شد: احمدزاده؛ از احیای بوعلی تا بازگرداندن فجر انرژی به مدار تولید در دل بحران/تکرار الگوی موفق مدیریت به گزارش ماهشهر۲۴؛ در صنعت پتروشیمی، برخی مدیران با اعداد شناخته میشوند و برخی دیگر با پروژهها؛ اما معدود مدیرانی هستند که نام آنها هر دوی آن و «اعتماد در بحران» […]
تجربهای که به سرمایه ملی بدل شد:
به گزارش ماهشهر۲۴؛ در صنعت پتروشیمی، برخی مدیران با اعداد شناخته میشوند و برخی دیگر با پروژهها؛ اما معدود مدیرانی هستند که نام آنها هر دوی آن و «اعتماد در بحران» گره میخورد. دکتر سید محمد احمدزاده را میتوان در زمره همین دسته قرار داد؛ مدیری که کارنامه او صرفاً مجموعهای از شاخصهای مالی و عملیاتی نیست، بلکه روایت توانایی تبدیل بحران به فرصت و بازگرداندن سازمان و بنگاههای استراتژیک به مدار توسعه است.
دوران مدیریت وی در پتروشیمی بوعلی سینا نیز از دل یک بحران آغاز شد؛ شرکتی که سالها با تبعات حادثه آتشسوزی و خروج برخی واحدهای کلیدی از مدار تولید دستوپنجه نرم میکرد. در آن مقطع، بسیاری از پروژههای مهم و زیرساختی یا متوقف شده بودند یا با سرعتی بسیار کند پیش میرفتند. با این حال، در دوره مدیریت احمدزاده، واحد پارازایلین به عنوان یکی از استراتژیکترین واحدهای تولیدی کشور و قلب تپنده زنجیره تأمین صنایع پاییندستی پلیاستر و نساجی بار دیگر به مدار تولید بازگشت. همزمان پروژه شیرینسازی گاز که سالها به دلایل مختلف به نتیجه نرسیده بود، به بهرهبرداری رسید و مخزن استراتژیکی که در حادثه سالهای گذشته از بین رفته بود نیز بازسازی و وارد چرخه عملیاتی شد تا توان تولید شرکت از آنچه که برای آن ساخته شده بود فراتر رود و به رکورد ۱۲۰ درصد متوالی برسد.
حاصل این رویکرد، تنها احیای چند پروژه نبود؛ بلکه بازسازی یک بنگاه اقتصادی و ورود آن به مرحلهای تازه از رشد و توسعه بود. بوعلی سینا در این دوره توانست سودآوری و درآمدزایی خود را به شکل چشمگیری ارتقا دهد؛ بهگونهای که درآمدهای شرکت به حدود یک میلیارد دلار در سال رسید و سودآوری آن نسبت به سالهای بحرانی پیشین رشد خیرهکنندهای را تجربه کرد و درآمدها به ۶۰ برابر سالهای پیش از حضور او رسید. این دستاوردها نشان داد که توسعه صنعتی تنها محصول سرمایهگذاری مالی نیست، بلکه بیش از هر چیز به کیفیت مدیریت، قدرت تصمیمگیری و توانایی ایجاد انگیزه در بدنه سازمان وابسته است.
زمانی که احمدزاده راهی فجر انرژی خلیج فارس شد، بسیاری از فعالان صنعت امیدوار بودند تجربه موفق بوعلی در این شرکت نیز تکرار شود؛ برخی هم دلنگران بودند که چرا یک مدیر تراز و موفق به یک بنگاه چند صد همتی نرفته تا ارزش افزوده بیشتری برای کشور ایجاد کند. اما شاید کمتر کسی تصور میکرد که این آزمون به این سرعت و در چنین شرایط دشواری فرا برسد. حملات دشمن و آسیب به زیرساختهای فجر انرژی، شرایطی را رقم زد که بسیاری آن را یکی از سختترین بحرانهای صنعت پتروشیمی در سالهای اخیر توصیف کردند. در روزهایی که همه ما عزادار شهدای فجر بودیم و نگرانی از توقف تولید و آسیب به زنجیره پتروشیمی کشور وجود داشت، حضور مدیری که سابقه عبور از بحرانهای پیچیده را در کارنامه داشت، به نقطه اتکایی برای صنعت تبدیل شد.
آنچه پس از آن رخ داد، بیش از آنکه یک عملیات آواربرداری باشد، نمایش توانمندی مدیریت بحران در مقیاس ملی بود. آغاز بازسازی زیر سایه جنگندههای دشمن بود تا روند تولید در خط مقدم اقتصادی متوقف نشود. در حالی که در بسیاری از موارد مشابه، بازگشت کامل به شرایط پایدار ممکن است ماهها زمان ببرد، عملیات بازسازی از همان روزهای نخست آغاز شد و ظرف حدود دو هفته، خدمات یوتیلیتی بار دیگر در مدار قرار گرفت. این موفقیت صرفاً به معنای احیای یک شرکت نبود؛ بلکه به معنای بازگرداندن شریان حیاتی بزرگترین هاب پتروشیمی کشور به چرخه فعالیت بود.
فجر انرژی خلیج فارس صرفاً یک بنگاه اقتصادی نیست؛ بلکه زیرساخت تأمین برق، بخار، آب صنعتی و سرویسهای حیاتی بخش بزرگی از صنعت پتروشیمی ایران را بر عهده دارد. از این رو، پایداری این شرکت مستقیماً با استمرار تولید دهها مجتمع پتروشیمی و حفظ ارزش اقتصادی هزاران میلیارد تومان سرمایه در بازار سرمایه پیوند خورده است. بازگشت سریع فجر به مدار تولید، نه تنها از ارزش سهام «بفجر» صیانت کرد، بلکه مانع از آن شد که شرکتهای متعدد وابسته به خدمات این مجموعه با کاهش تولید و افت سودآوری مواجه شوند؛ موضوعی که در نهایت به حفظ منافع صدها هزار سهامدار در سراسر زنجیره پتروشیمی کشور منجر شد.
شاید مهمترین نکته این تجربه آن باشد که همان تفکر، همان رویکرد و همان توان مدیریتی که بوعلی سینا را از یک دوره دشوار به یکی از موفقترین شرکتهای پتروشیمی کشور تبدیل کرد، امروز در فجر انرژی خلیج فارس در حال تکرار است. مسیری که از بازسازی آغاز میشود اما مقصد آن توسعه، بهرهوری و خلق ارزش پایدار است.
در روزهایی که پس از وقوع بحران و حملات دشمن، برخی تصور میکردند باید بخشی از ظرفیت صنعت پتروشیمی را از چرخه اقتصاد کشور خارجشده تلقی کرد، مدیرانی از جنس احمدزاده نشان دادند که میتوان حتی در میانه بحران نیز تولید را احیا کرد، امید را به صنعت بازگرداند و بار دیگر چرخ ارزشآفرینی را به حرکت درآورد.
این همان نقطهای است که مدیریت از سطح اداره روزمره فراتر میرود و به یک سرمایه ملی برای توسعه صنعتی و اقتصادی کشور تبدیل میشود.