چرخه تکراری ستایش و نکوهش در تغییرات مدیریتی: چالشهای مدیریتی و تلاطمهای رسانهای؛ نقدی بر رفتارهای غیرحرفهای در تغییرات کلان مهدی حساکره: تغییر مدیران عامل در هلدینگهای بزرگ اقتصادی و صنعتی، به دلیل ماهیت حساس و تأثیرگذار این مجموعهها بر اقتصاد کشور، همواره زیر ذرهبین قرار دارد. با این حال، آنچه در فرآیند این تغییرات […]
چرخه تکراری ستایش و نکوهش در تغییرات مدیریتی:
مهدی حساکره: تغییر مدیران عامل در هلدینگهای بزرگ اقتصادی و صنعتی، به دلیل ماهیت حساس و تأثیرگذار این مجموعهها بر اقتصاد کشور، همواره زیر ذرهبین قرار دارد. با این حال، آنچه در فرآیند این تغییرات بیش از خودِ تصمیمات مدیریتی حاشیه میسازد، نوع مواجهه برخی رسانهها با این رفتوآمدهاست.
۱. پدیده «صفکشی رسانهای»؛ عارضه دوران انتصاب
معمولاً در روزهای نخستینِ انتصاب یک مدیرعامل در یک هلدینگ بزرگ، نوعی «پذیرشِ هماهنگ» در فضای رسانهای شکل میگیرد. در این مقطع، رسانهها با رویکردی که گاهی به ستایشهای اغراقآمیز نزدیک میشود، مدیر جدید را به عنوان ناجی یا مصلحِ مجموعه معرفی میکنند. این رویکرد، اگرچه میتواند در ابتدا به ثبات مدیریتی کمک کند، اما اغلب ریشه در ارزیابیِ عملکردِ واقعبینانه ندارد و بیشتر متأثر از «هیجاناتِ پس از انتصاب» است.
۲. چرخشِ ناگهانی؛ وقتی بیمهری جایگزین ستایش میشود
آسیب جدی زمانی رخ میدهد که به محض زمزمههای تغییر یا پایان دوره مسئولیت یک مدیر، همان رسانههایی که تا پیش از آن در صفِ ستایش بودند، به یکباره تغییر موضع داده و به جای نقدِ منصفانه، رویکردی تخریبی در پیش میگیرند. این «رفتار سینوسی» رسانهها، چند پیامد مخرب دارد:
اعتماد عمومی: مخاطبان و فعالان صنعت، بهسرعت متوجه میشوند که تحلیلهای رسانهای، نه بر پایه شاخصهای عملکردی (مانند سودآوری، بهرهوری یا طرحهای توسعه)، بلکه بر پایه خوشایند جریانهای خاص تنظیم شده است.
هزینهسازی برای مدیران باسابقه: کسانی که سالها در سطوح مختلفِ مدیریتی کشور خدمت کردهاند، نباید به دلیل اتمام دوره مسئولیت یا تغییرات کلان، با بیمهریهای غیرمنصفانه مواجه شوند. تخریبِ چهرههای مدیریتی پس از رفتن، مانع از نقدپذیری و اصلاح ساختارها میشود.
۳.نیاز به فضای نقدِ حرفهای
هلدینگهای بزرگ، به جای «هورا کشیدنهای لحظهای» یا «تخریبهای سفارشی»، به فضای رسانهای نیازمندند که عملکردِ آنها را با معیارهای دقیقِ اقتصادی بسنجد. مدیریت در بنگاههای اقتصادی باید فارغ از بازیهای رسانهای ارزیابی شود. اگر مدیری در دورهای مسئولیت پذیرفته، نباید به دلیل جابهجایی یا آمدنِ مدیر جدید، یکشبه تمامِ کارنامه او زیر سوال برود.
سخن پایانی:
تغییر مدیران بخشی جداییناپذیر از چرخه مدیریت در هر سازمان بزرگی است. آنچه باید در این میان تغییر نکند، «اخلاق حرفهای» در نقد و ارزیابی است. جامعهی رسانهای باید بیاموزد که عملکرد یک مدیر را در ترازوی «دستاوردها و چالشها» قرار دهد، نه در ترازوی «بودن یا نبودن». کاش روزی برسد که نقد رسانهای، نه بر پایه خوشایندِ جریانات، بلکه بر پایه انصاف و دلسوزی برای توسعه زیرساختهای کشور بنا شود.